دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387
مرگ با دستان خويش، يكي يكي نخهاي نامريي كه ما را به زندگي مي آويزد را قطع مي كند وبهانه هاي دوست داشتني مان را براي ادامه ي نفس كشيدن از ما مي گيرد تا كم كم با غلبه بر هراس ازمرگ براي مردن آماده شويم. با مرگ خاطره هايي چون خسرو شكيبايي ما باور مي كنيم كه شبح مرگ همين نزديكي هاست وما را مي پايد.اما چه باك كه اين خاطره ها به جايي كوچ خواهند كرد كه باوجودشان پس از مرگ تنهايي راحس نخواهيم كرد ، بلكه حريصانه مرگ را دوست ترخواهيم داشت.
نوشته شده توسط حمید مهرآذر در ساعت 22:36 | لینک
|