در فیلم های علمی یا حتی در فیلم هایی از نوع جنگ ستارگان شاهد تصاویر سه بعدی از انسان یا موجودات دیگر بوده ایم که به کمک اشعه ی لیزردر مقابل ما ظاهر می شود.تکنولوژی در اینجا «جادوی حیرت آوری » را به کار برده است.این تصویر سه بعدی جلوی ما ظاهر می شود، تا جایی که به نظر می رسد حقیقی است اما چون دست خود را به طرف آن دراز می کنیم، دست ما در آن فرو رفته و پی به نا واقعی بودن آن می بریم. ما می توانیم حول این تمثال سه بعدی پرسه بزنیم و آن را از جهات مختلف بازبینی کنیم، اما چون بخواهیم به درون آن نفوذ کنیم تلاش ما متوقف می شود. ما با پدیده ای مجازی روبرو شده ایم که سخت واقعی جلوه می کند.این تصاویر ، تصاویر «هولوگرافیک» هستند.
برخی دانشمندان معتقدند که جهان ما همچون یک هولوگرام بسیار عظیم است ؛یعنی «توهمی باشکوه» که واقعی تر از آن تصویر سه بعدی فیلم جنگ ستارگان نیست.شواهد و دلایلی در کار است که دنیای آشنایی که ما می شنا سیم ، تنها بازتاب ناواقعی و مشجع گونه ی سطحی از واقعیت عمیق تری است که فعلا از ما بسیار دور است.این دنیای آشنا شامل تمامی شکل های واقعیت از درختان، سنگها ،رودخانه ها ، شهاب سنگها ، کهکشانها و حتی امور ذهنی ، روانی و عقیدتی است. اگر جهان ما جهان ایده ها ست، این ایده ها تا زمانی زنده هستند که به کار توجیه وقایعی که برای ما پرسش یرانگیزند، بیایند. ایده ی «دموکریتوس » درباره ی اتم در زمانهای اخیر به طرح یا « مدل کشمشی » تبدیل می شود که معتقد بود الکترونها و پروتون ها به صورت یک در میان در کنار هم قرار گرفته اند و همدیگر را از نظر الکتریکی خنثی می کنند. این نظریه تا آنجا که برای توجیه برخی پدیده های اتمی کارا بود، دوام یافت تا اینکه با توجه به پرسش هاب جدید،« مدل سیاره ای اتم» شکل گرفت که طبق آن پروتون ها در مرکز هسته متمرکزند و الکترونها همچون سیاره های منظومه شمسی به دور هسته در مسیرهای مشخص همچون جاده در حرکتند. با تکامل علم فیزیک و شیمی ، پدیده های اتمی پیچیده تری مورد بررسی قرار گرفتند و به دنبال آن تناقض ها و چالشهای جدیدی مطرح شدند که مدل سیاره ای اتم جوابگوی آنها نبود.به خصوص که دعواها بر سر ماهیت الکترون و اینکه آیا به صورت ذره یا موج در فضا حرکت می کند به نتیجه نرسید.
به نظر می رسید که بار دیگرانسان به زمانهای بسیاردور رجعت نموده ، بازگشتی به تعمقات و پرسشهای مطرح شده در باب ماهیت « ماده سازنده ی جهان» توسط فیلسوفان طبیعی یونان کرده است.گویی بشر می بایست تا دوباره این سوال را از خود بپرسد و اگر به پاسخ جدیدی می رسید باید در تمامی شکل های آگاهی خود که با توجه به پندار قبلی خود سازمان بخشیده بود تجدید نظر می کرد.
ادامه متن
