تبليغاتX
وبلاگ حمید مهرآذر
اندیشۀ سیاسی، فلسفۀ محض، تاریخ، مباحث جامعه شناختی/جستارهای ادبی و فلسفی

« مکر وحیله ای که سیاستمداران برای پرده پوشی ولع قدرت خود بکار می برند با مکر وحیله یک فرد خسیس یا حسود تفاوت چندانی ندارد این امر مختص به سیاست نیست . برعکس پرده پوشی زمانی اختصاصا جنبه سیاسی به خود می گیرد که بازیگر سیاسی از این موازین اخلاقی جامعه تخلف آشکاری کرده باشد . در اینجا ایدئولوژی همچون کیمیاگر وارد معرکه می شود . خوب را به بد و بد را به خوب  تبدیل می کند رمز این تبدیل ساده است کافی است ایدئولوژی بگوید ارزش هایی در سیاست وجود دارند که از ارزش های اخلاقی هم بالاترند .»
محرکه های نخستینی درونی تنها خاص کیمیا گران سیاسی نیست ، بلکه این نیروها می توانند حتی انرزی لازم برای تحریک جمعیت به هیجان آمده ای را فراهم کنند که برای تامین نظر این بازیگران سیاسی ، به توده انفجار یافته و تخریب گر بدل شده باشند ، حتی اگر از غایت کارکرد خود که به جیب چه کسانی خواهند رفت آگاه نباشند .اینجاست که تمهید وسایلی برای تحریک توده نیازمند عزمی استوار است که چنین وظیفه ای را «ایدئولوژی»یا کیمیای عرصه «سیاست»همچون اکسیری حیات بخش به عهده می گیرد. از این رو ما سیاست مداران را کیمیا گر نامیدیم، هر چند ممکن است تلاش آنها همواره به ثمر ننشیند .
باید دانست که تولید و تزریق ایدئولوژی در قالب یک شعار، یک سمبل یا علامت، یک پرچم و... جزو وظایف خستگی ناپذیر سیاست مداران است. البته، آنها خود از تولید مفاهیم ایدئولوژیک عاجز هستند، چون بیشتر اهل عمل هستند و نه تفکر ،لذا دست نیاز به سوی طبفه روشنفکر و تحصیل کرده دراز خواهند کرد .در نتیجه روشنفکران جامعه از این لحاظ که چه نسبتی با تامین ایدئولوژی های لازم برای حاکمان در خصوص مشروعیت بخشیدن به کارکردها و تصمیهای نظام سیاسی موجود داشته باشند ، به سرنوشتهای متفاوتی در خواهند افتاد.


ادامه متن
نوشته شده توسط حمید مهرآذر در ساعت 15:48 | لینک  | 

درباره ی  سیاست ، لوازم و ماهیت مربوط به آن در دوران جدید مباحثات فراوانی ذیل حوزه ی اندیشه ی سیاسی صورت گرفته است که از جوانب مختلفی نیز به موضوع پرداخته اند.
قبل از هر کاربردی از واژه سیاست باید نوع نگاه وفهم خود را از حوزه معلوم کنیم ، اما به نظر می رسد که ارایه ی  یک تعریف جامع و مختصر از این حوزه کاری آسان نباشد اما می توان تا جایی که امکان دارد از موضع بیرونی درباره شرایط و الزامات این حوزه به بحث پرداخت تا احتملا رسیدن به یک نظرگاه مشترک در این زمینه آسان تر شود. برای دستیابی به این نظرگاه ما ناگزیر از باز پرداخت هر چند مختصر اندیشه هایی هستیم که به نام این حوزه در طول تاریخ پیدایش مباحث مربوط به خودارایه شده است.

عده ای معتقدند که منازعات مربوط به عرصه سیاست و نوع نگاه ویژه به امر روابط مردم وحکومت ها مربوط به سرشت دوران جدید است وسیاست به مفهوم امروزی با مفهوم مطرح شده درون فلسفه سیاسی قدیم نسبتی ندارد. در دوران قدیم فیلسوفان سیاسی مانند افلاطون و ارسطو کار بسامان کردن مناقشات و منازعات مربوط به جوامع انسانی بر عهده فضیلت ها و خصایل روحی مثبت افراد می گذاشتند، در حالی که تباهی های درونی افراد بالاخره بر فضایل انسانی غلبه می کردند . بدین ترتیب غایت وهدف سیاست که به منزله خیری بود که نوع بشر باید از آن بهره مند می گشت ، حاصل نمی شد . این مسئله حتی افلاطون آرمان گرا را در اواخر عمر تجربه سیاسی اش تبدیل به فیلسوفی واقع گراتر می کند.

 با شروع دوران جدید و پیدایش اندیشه های مربوط به تجدد و مدرنیته پیام آوران عصر جدید، لزوم ارائه یک طرح منسجم وغیر ملتزم به قوای ناظر درونی افراد را احساس کردند. مارتین لوتر معتقد بود که طبیعت انسان شریر و تباه کار است لذا او را به سوی شر راهبری می کند لذا می باید قوانینی تبیین می شد تا مناقشات انسان ها در بهره مندی از امکانات و فرصت های محدود کاهش یابد. تاسیس دولتی مدرن گامی در این راستا بود . قبل از آن مشروعیت های سنتی و کاریزماتیک که بسیاری جوامع قدیم برای حاکمان خود قائل بودند ، پادشاهان آنان را به مرتبه « شاه-خدایی» رسانده و باعت اطلاق مفهوم « رعیت» (در مقابل مفهوم امروزی شهروند ) به ایشان می شد. این مسئله ناشی از آن بود که آنها قوای محرکه ای را که افراد را تبدیل به بازیگران و فرمانروایان را حاکم می کرد نمی شناختند، لذا همای شاهی سایه مرغی بود که تنها بر سر افراد ایزد تبار می نشست و او را کاری با آدمیان خاکی و تباهی یافته نبود .
هدف ما پرداختن به قوای محرکه ایست که افراد را به بازیگران عرصه سیاست تبدیل می کند . کار ما در اینجا نوعی روانشناسی عمل سیاسی است تا احتمالا در نگاه خود به این حوزه ، واقعگراتر شویم . مباحث بعدی از این نکته سرچشمه می گیرند که افراد جوامع انسانی به خودی خود هیچ امتیاز وبرتری نسبت به دیگران برای بازی در عرصه ی سیاست ندارد، بلکه شاید افرادی عصبی تر و آسیب پذیر تر نیز هستند.


ادامه متن
نوشته شده توسط حمید مهرآذر در ساعت 1:40 | لینک  |