اما آیا سیاست علم است؟
آگوست کنت، پدر جامعه شناسی علمی بودن سیاست را رد کرده است.بورگان در سخنرانی افتتاحی در دانشگاه کمبریج در سال 1946نیز در اینکه رشته ی علمی به نام سیاست وجود دارد شک کرد.
ولی آیا امکان علمی شدن سیاست وجود ندارد؟ و آیا به نظر نمی رسد انتفادات منتقدان مقدار زیادی بدبینانه است؟ ما معتقدیم اگر« روش »های یک مطالعه و پژوهش منظم و علمی باشد،آن موضوع تا حد زیادی صورت علمی پیدا می کند.بر این اساس علوم دو دسته اند:
1.علوم طبیعی و زیستی مانند فیزیک و شیمی که درباره ی پدیده های طبیعی بحث می کند.
2.علوم اجتماعی مانندعلم سیاست که با پدیده های اجتماعی از قبیل جامعه، قدرت، دولت، حکومت، عدالت و آزادی و... سروکار دارد.
سیاست علمی مرکب و چند وجهی است و هسته ی ثابتی ندارد و بر اساس علایق دانشمندان سیاسی، تعبیر های مختلفی پیدا می کند. به طور کلی،تعاریفی مانند زیر درباره ی دانش سیاسی مطرح هستند:
1.سیاست «هنر استفاده از امکانات است»:فعالان سیاسی برای رسیدن به بلندپروازی های خود باید ازامکانات موجود برای خود، کمال استفاده را ببرند.
2.سیاست «حکومت کردن بر انسانهاست».
3.سیست « مبارزه برای قدرت»، نفوذ و اعمال آن در جامعه است.
4.سیاست « توزیع تحکم آمیزو آمرانه ارزشهاست »:حکومت ها بایدها و نباید های خود را با اعمال قدرت به انسانها منتقل می کنند و لزوما نیز با استقبال اولیه مواجه نمی شوند.
5.سیاست « رهبری صلح آمیز و غیر صلح آمیز» روابط میان افراد، گروه ها واحزاب و کارهای حکومتی در داخل کشور، و روابط میان یک دولت با دولتهای دیگر در عرصه ی جهانی است.
بی مرغ،آشیانه چه خالی ست
خالی تر آشیانه ی مرغی
کز جفت خود جداست!
آه ای کبوتران سپید شکسته بال
اینک به آشیانه ی دیرین خوش آمدید!
اما، دلم به غارت رفته ست
با آن کبوتران که پریدند،
با آن کبوتران که دریغا
هرگزبه خانه برنگشتند...