تبليغاتX
وبلاگ حمید مهرآذر
اندیشۀ سیاسی، فلسفۀ محض، تاریخ، مباحث جامعه شناختی/جستارهای ادبی و فلسفی

معمولا امروزه منظور از علم، دانشی است که بتواند روابط میان پدیده های مورد بحث خود را کشف کندو به قاعده های کلی دست یابد؛ به عبارت دیگرعلم از رابطه میان علت و معلول سخن می گوید و براساس عقل و استدلال نتیجه گیری می کند.

اما آیا سیاست علم است؟
آگوست کنت، پدر جامعه شناسی علمی بودن سیاست را رد کرده است.بورگان در سخنرانی افتتاحی در دانشگاه کمبریج در سال 1946نیز در اینکه رشته ی علمی به نام سیاست وجود دارد شک کرد.

ولی آیا امکان علمی شدن سیاست وجود ندارد؟ و آیا به نظر نمی رسد انتفادات منتقدان مقدار زیادی بدبینانه است؟ ما معتقدیم اگر« روش »های یک مطالعه و پژوهش منظم و علمی باشد،آن موضوع تا حد زیادی صورت علمی پیدا می کند.بر این اساس علوم دو دسته اند:
1.علوم طبیعی و زیستی مانند فیزیک و شیمی که درباره ی پدیده های طبیعی بحث می کند.
2.علوم اجتماعی مانندعلم  سیاست که با پدیده های اجتماعی از قبیل جامعه، قدرت، دولت، حکومت، عدالت و آزادی و... سروکار دارد.

سیاست علمی مرکب و چند وجهی است و هسته ی ثابتی ندارد و بر اساس علایق دانشمندان سیاسی، تعبیر های مختلفی پیدا می کند. به طور کلی،تعاریفی مانند زیر درباره ی  دانش سیاسی مطرح هستند:

1.سیاست «هنر استفاده از امکانات است»:فعالان سیاسی برای رسیدن به بلندپروازی های خود باید ازامکانات موجود برای خود، کمال استفاده را ببرند.
2.سیاست «حکومت کردن بر انسانهاست».
3.سیست « مبارزه برای قدرت»، نفوذ و اعمال آن در جامعه است.
4.سیاست « توزیع تحکم آمیزو آمرانه ارزشهاست »:حکومت ها بایدها و نباید های خود را با اعمال قدرت به انسانها منتقل می کنند و لزوما نیز با استقبال اولیه مواجه نمی شوند.
5.سیاست « رهبری صلح آمیز و غیر صلح آمیز» روابط میان افراد، گروه ها واحزاب و کارهای حکومتی در داخل کشور، و روابط میان یک دولت با دولتهای دیگر در عرصه ی جهانی است.

نوشته شده توسط حمید مهرآذر در ساعت 1:45 | لینک  | 

بی مرغ،آشیانه چه خالی ست

خالی تر آشیانه ی مرغی

کز جفت خود جداست!

 

آه ای کبوتران سپید شکسته بال

اینک به آشیانه ی دیرین خوش آمدید!

اما، دلم به غارت رفته ست

با آن کبوتران که پریدند،

با آن کبوتران که دریغا

هرگزبه خانه برنگشتند...

 

 

نوشته شده توسط حمید مهرآذر در ساعت 4:0 | لینک  |